عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
722
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
فرستد آن را خواهد يافت . 1513 من احتاج اليك وجب اشفاقه عليك هر كه بسوى تو نيازى داشته باشد بر تو لازم است با وى مهربانى كنى . 1514 من رغب فى حياتك فقد تعلّق بحبالك : هر كس زندگى تو را آرزومند باشد چنگ برشتهء دامان تو زده است . 1515 من طال صبره جرح صدره : هر كه صبرش طولانى شود سينهاش تنگ گردد . 1516 من سكن الوفاء صدره امن النّاس غدره : وفا و دوستى در سينهء هر كس بار بگشايد مردم از بينوائيش ايمن مى گردند . 1517 من غرس فى نفسه محبّة انواع الطّعام جنى ثمار و فنون الأسقام : هر كه درخت دوستى خوراكهاى گوناگون را در نفسش بنشاند ميوههاى بيماريهاى گوناگون را بچيند . 1518 من اعان على مؤمن فقد برء من الأسلام هر كه ديگرى را بزيان مؤمنى يارى كند البتهّ از اسلام مسلمانى بدور است . 1519 من احسن الاعتبار استحقّ الاغتفار هر كه درست و نيكو ( از پيش آمدهاى روزگار ) عبرت گيرد سزاوار آمرزش گردد . 1520 من نظر به عين هواه افتتن و جار و عن نهج السّبيل زاغ و حار : هر كه بديدهء هواى نفسش بنگرد مفتون و سرگردان گردد و از راه راست برگردد و بگذرد . 1521 من متّ اليك بحرمة الأسلام فقد متّ اليك باوثق الأسباب : هر كه باحترام و عزّت اسلام به تو نزديك گردد البتهّ باستوارترين رشتهها به تو نزديك گرديده است 1522 من غرهّ السّراب تقطّعت له الأسباب سراب آب نماى جهان هر كه بفريبد اسباب چاره بر وى بريده شود ( و هلاك گردد ) . 1523 من اعتذر فقد استقال و اناب : آنكه پوزش طلبد البتهّ از گناه برگشته و توبه نموده است . 1524 من عكف اللّيل و النّهار فقد ادبّاه و ابلياه و الى المنايا ادنياه : روز و شب بر هر كه بگذرند البتهّ او را ادب كنند و فرسودهاش سازند و بسوى مرگ نزديكش نمايند .